خط داستانی
آقای ماگو به خاطر هوای بارانی مداوم افسرده است. خوب، در واقع باران نمیبارد؛ او فقط آبپاش را روشن گذاشته است. از این وضعیت خسته شده، او تصمیم میگیرد به کالیفرنیا برود تا هوای آفتابی را پیدا کند. اگرچه او هرگز واقعاً از شهر خارج نمیشود، اما سفر او سفر طولانیای است که ماگو از پارکهای شهری و فوارههای آب عبور میکند. در نهایت، وقتی که از یک کارواش عبور میکند و خود را در مسیر نهایی میبیند، متقاعد میشود که بالاخره به کالیفرنیا رسیده است، اما به یک بیلبورد تبلیغاتی برای فلوریدا برخورد میکند.