داستان درباره افسر ارتش اوکتاویا و عشق سوزان او به جودیتا، یک زن آتشین و پرشور است که به خاطر اینکه او از رنگهایش برای او دست نمیکشد، او را ترک میکند؛ دیدار تصادفی آنها چند سال بعد خیلی دیر اتفاق میافتد، هرچند که آنها متوجه میشوند چقدر را از دست دادهاند.