آسفالت زرد
Yellow Asphalt
سه داستان که در میان بادیهنشینان Jahalin در تپههای بیابان یهودی رخ میدهد. در جادهای که به طورت تقریبی خالی است، دو کامیوندار اسرائيلی بر پسر بیگناهی از قبیلهٔ بادیان ضربه میزنند و پس از آن که فرار کنند، قوم پسر ظاهر میشوند و کامیونداران را احاطه میکنند. آیا درگیری بازگشت تلافی است؟ در خیمهای پیرامون زنِ در پی طلاق، او با دخترانش روبهرو میشود و میخواهد با آنان بیرون رود اما به نتیجهای نرسیده و در شب، او همراه دخترانش فرار میکند. شوهرش در تعقیب آنهاست. خدمتکار بادیان یک مزرعهدار اسرائيلیراز همسرش به گناه آلودگی گرفتار است و در پی عشقورزی با معشوقش به او پناه نمیدهد و با کارمند مزرعهٔ بادیان در راندن این زن به فرار میپردازد. عدالت قبیلهای در انتظار است؟