خط داستانی
ایروینگ با اشتیاق به اندلس سفر میکند تا از الحمراء دیدن کند. در آنجا داگاروكی با دوستی روس آشنا میشود که همراه سفر او میشود. همه چیز وقتی پیچیده میشود که آنها به طور اتفاقی با کارمن روبهرو میشوند. دختر، آخرین نسل از بابدیل، پادشاه Moorish است. او از یک پیشگویی مهم میگوید که شیطان علی را که به قصد تسلط بر زمین با پاد بادیل خیانت کرد تا پادشاهی را به دست آورد، شکست خواهد داد. اما تنها راه رسیدن به قدرت این است که آخرین نسل بابدیل بمیرد.