بانوی شبانگاه
Virgen de medianoche
دیگو در زیر یوغ پدربزرگش، یک پندار دینی که با نمایش هایی با عروسک ووک که مانند مسیح به زندگی می آید و شب ها جان می گیرد، میزند زندگی میکند. دیگو با کمک او و روح مادربزرگش، یک افسونچی، گذشته سیاه پدربزرگش و نیت های تندخویانه او را کشف خواهد کرد