خط داستانی
جان براون، همکار یک کشتی بخار در رودخانه، پسربچهای را از چنگ یک کارگر شرور نجات میدهد و بدین ترتیب دشمنی تلخی از آن کارگر به دست میآورد. غرق در حوادث روز، همکار به همسرش محبت معمولی هنگام بازگشت به خانه را نمیدهد. او که ناراحت است، ورود یک غریبه را به عنوان فرصتی برای برانگیختن حسادت شوهرش به خاطر این بیتوجهی میبیند. این flirtation تقریباً به یک تراژدی با کشف شوهر منجر میشود، که عمل بیگناه او را درک نمیکند.