داستان کریسمس
A Christmas Carol
ابنِرزمِ بی رحم، اسکریج، در شب کریسمس از خواب بیدار می شود که ارواح حقیقت زندگی شرورانه اش را برایش روشن می کنند؛ فرصت هایی که در جوانی از دست داده و بی رحمی و بخل کنونی اش، و سرنوشتی ترسناک که در صورت تداوم رفتارش انتظار او را می کشد. اسکرووج با داستان خود از bitterness رشد یافته و بدی مواجه است و باید تصمیم بگیرد آیندهٔ خود چه خواهد بود: مرگ یا رستگاری