روز جشن مدرسه است و مین هیوک در حال رقص و آواز است. اما سرنوشتش به دست توالت بسته می شود. دختر دبیرستانی جسور به نام می-هیون او را افسون می کند که به قسمت مردانه وارد می شود زیرا بخش بانوان پر شده است. از آن روز مین هیوک او را می پرستد، او را شبانه تا خانه همراهی می کند، صندوقش را با گل رز پر می کند و در صبح پس از برف پاکی ها را هموار می سازد. برای تمامی تلاشش فقط نگاهی مهربان از می-هیون نصیبش می شود. وقتی ناگهان او ناپدید می شود، تنها واژه ای که به جا می گذارد «متأسفم» است.