خط داستانی
جیمی ۲۱ ساله است. او از آتلانتا آمده است. او به بروکلین آمده تا از دوستش سامانتا دیدن کند، اما نمیتواند او را پیدا کند. جیمی در مترو با غریبهای به نام چارلی آشنا میشود و ۲۴ ساعت را با او سپری میکند.
جیمی ۲۱ ساله است. او از آتلانتا آمده است. او به بروکلین آمده تا از دوستش سامانتا دیدن کند، اما نمیتواند او را پیدا کند. جیمی در مترو با غریبهای به نام چارلی آشنا میشود و ۲۴ ساعت را با او سپری میکند.