کنگک
Congkak
کازمان همسری وفادار است که با وجود اعتراض همسرش صوبیا تصمیم می گیرد برای خانواده شان خانه یی نیمه کاره کنار دریاچه بخرد تا تفریح خانوادگی داشته باشند دخترش لیسا در شب ها پایین می رود تا با کسی که فقط می تواند ببیند کنگک بازی کند احساس نگرانی می کند صوبیا کنگک را به دریاچه می اندازد اما شب بعد با صدای پخش کنگک دوباره بیدار می شود و با جستجو پیرزنی را می بیند که آن را بازی می کند وقتی دخترش ناپدید می شود پیرمرد محل به نجات خانواده می آید و در یافتن اعضای گمشده کمک می کند.