لنا یارتسوا یک دختر مدرسهای در مسکو است. او خانوادهای با وسایل معیشتی معمولی دارد. لنا عاشق رویاپردازی درباره یک زندگی خوب است و زمان زیادی را در مرکز خرید نزدیک به خانهاش میگذراند، جایی که قلمرو رویاهای اوست و آینه به انعکاس او نگاه میکند - معمولاً دخترانی با لباسهای زیبا. تفاوت زیادی بین خواستههای والدینش و امکانات آنها وجود دارد. کمالگرایی، خشم و خلق و خو باعث میشود که لنا با والدینش دعوا کند و خانه را ترک کند.