و منل هم قاتل
Wa Menel Hob Ma Qatal
پس از فوت همسرش, ناهید تصمیم می گیرد با گلال ازدواج کند که پیش تر او را دوست داشت. زوج تصمیم می گیرند تعطیلات خود را در اسکندریه بگذرانند. به ناهید که در ابتدا آن را رد می کند اما وقتی جلال به موضوع تردیدها نزدیک می شود تهدید به قتل می کند و از فرصت فرار استفاده می کند