فروید
Freud
مایا ماهلر هرگز واقعاً وجود نداشت. فقط بخشی از وجودش وجود داشت. هنگامی که او تحت درمانی تجربی قرار میگیرد، جنبهای دیگر از او ظاهر میشود. همزمان، دادگاهی گشوده میشود: ارائهدهنده درمانی به اشتباه فاجعهباری متهم است. روایت بین جلسات صمیمی و منطق سرد دادگاه تغییر میکند و ارتباط آنها بهطرز آزاردهندهای روشن میشود. فروید یک درام روانشناختی درباره اعتماد، پیشبینی و کنترل است. چه میشود هنگامی که یک سیستم از درمان علامتها میگسلد و ریسک را حذف میکند؟