خط داستانی
سه سال پس از درگذشت شوهرش، بیوه هنوز از پدرشوهر نویسنده پرستاری می کند و همسرش را طلاق نداده است بیوه در آسایشگاه کنار پدرشوهرش در حال نوشتن مقاله ای با عنوان من دخترم من و مربای توت فرنگی است و به نظر می رسد پدرشوهر هم به او وابسته است او دارای دوستی جنسی است اما مردی که بهترین دوست شوهرش بود تنها به عنوان آرامش جنسی به او نگاه می کند اما آن مرد به او علاقه دارد