خط داستانی
در یکی از روزهای گرم تابستان پسری صدای ناقوس ها را می شنود که گویی جشن است در کوه مجاور خانه اش سال ها بعد موشیشه گینکو در المانک جوانی را در کوه با شاخه ها و برگ های روی بدنش پیدا می کند او به زودی می فهمد که او صاحب کوه است اما این عجیب است که انسانی مانند او به عنوان صاحب کوه انتخاب شده است او برادر بزرگ تر او را می بیند که از زمان گم شدن او در روزی طوفانی به دنبال او بوده است داستان سفری عجیب گینکو در میان اسرار و ماوراءالطبیعه برای کشف راز دختر مبهمی به نام کایا و کوهی که خانه اش شده است