خط داستانی
کنگ پسربچهای بازیگوش و اهل شهر است. وقتی مادرش به سفر خارجی میرود و او را با پدربزرگش، آقای پیر، میگذارد، کنگ در برابر سنتی بودن پدربزرگ و شرایط زندگی کثیفش به سرعت با او درگیر میشود. هر چقدر هم کنگ لایق و غیرمنعطف باشد، آقای پیر با صبر بیکران و فداکاریاش بخششپذیر و شکیبا باقی میماند. از طریق صبر بیپایان و فداکاری پدربزرگ، کنگ یاد میگیرد فروتنی را در آغوش بگیرد و پیوند ناگسستنی بین پدربزرگ و نوه را تقویت کند، با جبران یک حسرت فراموششدهِ آقای پیر.