خط داستانی
سوافس، یک حی و حاضر 45 ساله که جشنها را تا دیروقت میرود و زنبار باخته، در جکِر ششمیلیون و پانصد هزار … نه، این هم نیست. بنابراین باید: او در حین رانندگی متوجه نمیشود و کنترل ماشینش را از دست میدهد و روز بعد در بیمارستان از دست میدهد با فراموشی کامل. بدترین چیز این است که تنها کسانی که میدانند او خوششانس است، سه همسر سابقش هستند. کواتی، بیای و سولا. برداشت بلیت خوششانسش بهترین تلافی برای مردی است که آنها را به بدترین شکل رها کرده است. مشکل این است که تنها کسی که میداند بلیت کجاست، ساواست. یا دقیقتر بگویم، پیشتر بود. چون حالا حتی اسمش را هم به یاد نمیآورد...