خط داستانی
خاندان کَزونا با تاریخچه ای از رنج بیماری ای دارند که عطش خونآلودی شبیه به خونآشامی را در فرد ایجاد میکند و کنترل آن دشوار است. بیاطلاع از این موضوع، کَزونا در کودکی به خانواده اِدا سپرده شد تا با آنها زندگی کند. با آغاز شیوع بیماری درون او، او با خواهر بزرگترش، چیزونبا، که از دوران کودکی با آن دستبهگریبان بوده، تماس پیدا میکند. دانستن اینکه این بیماری بار سنگینی را بر دوش مبتلایان میگذارد، چیزونبا سعی میکند بار برادرش را سبک کند، به او یاد بدهد چگونه غریزههایش را کنترل کند، اما…