خط داستانی
برای انجام وصیت آخر پدرش، کازاک آیلوجا عازم خارج از کشور میشود تا به پرستش مریم مقدس بپردازد. راه او را از طریق امپراتوری عثمانی میبرد، جایی که دستگیر میشود و جانیسار آلی میشود. با این حال، هیچ چیز نمیتواند یک کازاک آزاد را متوقف کند. آیلوجا امیدش را به بازیابی آزادی، انجام وصیت پدر، ملاقات با عشق و بازگشت به خانه از دست نمیدهد.