خط داستانی
ایمیلیا زنی است که برخلاف میل مادرش با تمام وجود با هر فرد و هر چیز مواجه میشود تا رویای موفقیت به عنوان یک خواننده را دنبال کند. او صدای بسیار زیبایی دارد که بلافاصله با مردم ارتباط برقرار میکند و استعدادی دارد تا موسیقی را به کلماتی که از دلش برمیخیزد بیاورد. هرچند مادرشَن بود که به او آموخت چگونه بخواند، اما او را از حرفهای خواندن منع کرد زیرا باور داشت آنهایی که وارد دنیایی پر از مفاسد و راههای آسان میشوند گمراه میشوند. وقتی ایمیلیا با آنگل، الههاش، روبهرو میشود، نیرویی مییابد تا رویاهایش را دنبال کند بیآنکه بفهمد صدای او به او امید و زندگی خواهد بخشید. آنگل بالهایش را به او خواهد داد و ایمیلیا را قدرت میبخشد. با این حال، آنها باید با موانع زیادی روبهرو شوند تا عشقشان را مادی کنند و بین عشق و مشهور بودن زنده بمانند.