خط داستانی
کوِین مککلود میخواهد خودش یک قطعه جنگل زیبا را بخرد، آستینهایش را بالا بزند و کلبهای در دل جنگل بسازد. او تصمیم گرفته همه چیز را از چوب جنگل خودش دستساز بسازد و اگر از جایی دیگر باشد، باید از دورریز کس دیگری تامین شود. او با گروهی از دوستان باصلابت و کارشناسها تصمیم گرفته تقریباً همه مواد را دوباره استفاده کرده، بازمصرف و بازیافت کند تا ساختمان جسورانهاش را در روستای سمرِست به وجود آورد. جایی که بتواند از جنون زندگی مدرن جدا شود و به شیوهای متفاوت زندگی کند. آیا زندگی سادهتر و خلاقانهتر میتواند شما را شادتر کند؟