خط داستانی
«گولانِ بیسیر» داستانِ خدای قدرتمندی است از جهانِ دیگری که به شهر کوچک اوک گرُوِیین میرسد، جایی که تنها دوستِ او دختربچهٔ گاتِیِ دهسالهای به نام «دیْلَنْ» است. با هم بر بیرغبتیِ زندگیِ حاشیهایِ شهر غلبه میکنند. گولان همواره دوستِ ایدهآلِ دیلَن برای بازی است و او را به نابودکردن و آشوبآفرینی در شهری که او را به این اندازه رنج میدهد تشویق میکند.