خط داستانی
سال ۱۹۸۳ است. یؤلیا موروزوَوا در دانشگاه لنینگراد به رشتههای خارجی میپردازد، ورزش میکند و حتی تصور نمیکند که در آیندهای نزدیک مجبور به کار در KGB شود. او شباهت زیادی به همسر درگذشته جاسوس آمریکایی به نام جیم ویلر دارد که برای ملاقات با یک عامل کارکشته در یک مؤسسه پژوهشی مخفی به لنینگراد میآید. عوامل ضدِ اطلاعات به رهبری ولُخوف در حال بازی یک بازی پیچیده جاسوسی هستند تا یک «خودروی داخلی» یا مهره مخفی در صنعت دفاعی را شناسایی کنند. برای این کار، آنها قصد دارند یؤلیا را وارد حلقه داخلی آمریکاییها کنند و امیدوارند که او طعمه را بگیرد.