خط داستانی
بعد از تحمل بیوقفه آزار فیزیکی و روانی از سوی شوهر خیانتکارش و مادرشوهر کنترلگر، لاليتا از شکستن قلبش بهقدری رنج میبرد که حاضر به تحمل زندگی زناشوییاش نیست. وقتی اقدام به طلاق میکند، پدرش او را طرد میکند.
زندگی لاليتا از بدو تولد زیر سلطه مردی بوده است، اما دیگر این بس است. پس از طلاق، لاليتا سفر رشد و پیشرفت را آغاز میکند تا ثابت کند هیچ دختری برای تعیین ارزشش به مردی نیاز ندارد. آه، راه پر مانع و چالش است. اما لاليتا مصمم است؛ او کار مدلینگ را پیش میگیرد.
در مسیر، لاليتا با مین میله ملاقات میکند که میخواهد دل شکستهاش را شفا بدهد، اعتمادبهنفذش را بسازد و به او در غلبه بر موانع کمک کند. به خاطر او، او به زندگی بهتری فکر میکند، با احترام به خود و پذیرش پدرش.