خط داستانی
واراvarا، اولین مربیِ زن در تاریخِ شهر که خانوادهٔ بارانکین را بنیان گذاشت، از ۱۸۰۴ به خیابانهای مسکوِ مدرن سفرِ فِرتوت میکند. ملاقات با یکی از خویشاوندانِ گذشته، سِهمِ مسکوایِ تاکسیبردارِ بنام باز، با فرزندانِ سهگانهٔ بالغانِ او، قدرتهای فرابشریِ جادویی را در سنگهای قدرت نهفته میکند. این نیروها برایِ تاکسیدارانِ غیرقابلپیشبینیِ کار، بسیار مفیدند، اما افسوس که تنها درگیریهای شخصی را تشدید میکنند. و در پیِ باربارا، ولِیمیرِ اسرارآمیز و نامیرا که در پیِ تصاحبِ سنگهاست، بهزودی در راهِ بار میزند، در حالی که او رویایِ بهدستآوردنِ کنترلِ سنگها را دارد.