خط داستانی
بیست و دو سال قبل، سوا با جنایتکاران ارتباط گرفت و به قتل متهم شد. پس از آزادی، تصمیم میگیرد از گذشتهٔ جناییاش دست بکشد و با معشوقش زندگی آرامی را آغاز کند. اما به وضوح کسی با این رویدادها مخالف است: سوا به عهدهٔ یک رویداد رو در رو کشیده میشود، از هر گونه باجگیری برخوردار میشود و ناامیدی برای آیندهای روشن را از دست میدهد. با دیدن از انتقام، تصمیم میگیرد گذشتهٔ خود را بررسی کند و کسانی را پیدا کند که زندگیاش را نابود کردهاند. آنچه سوا نمیداند این است که حقیقت بهطور خیلی پیچیدهتری از انتظارش بیرون میآید.