خط داستانی
در اواخر دوره ادو، در شهر کیوتو، یک تاجر ثروتمند به نام ایماي تاداماسا زندگی میکرد. او صاحب سه فرزند بود: هاتو، آسا و کیوتارو. eldest یا فرزند ارشد او هاتو، دختری سنتی و آرام بود که به کُتو بازی کردن و دوختن علاقه داشت. در حالی که دومین دخترش، آسا، پسری شیطان و بازیگوش بود که عاشق مسابقات سُومُو بود. آسا نامزد ازدواج با پسر دوم خانوادهای برجسته که در اوساکا کسب و کار تبدیل ارز را اداره میکرد، شایروکا شینجیرو. اگرچه آسا از شنیدن نخستین بار از این نامزدی عصبانی شده بود، اما وقتی برای اولین بار با شینجیرو دیدار کرد، جاذبهٔ او او را به شدت фکشید و در مدت کوتاهی عاشق او شد.